محققانی از دانشگاه کیوتو و چند دانشگاه دیگر ژاپنی مطالعه تحلیل رایانه‌ای بر روی مقایسه مغز انسان‌های نئاندرتال و هوموساپینس انجام داده و به نتایج جالبی رسیده‌اند.
قبل از اینکه به نتیجه‌ای که رسیده‌اند اشاره کنم، بد نیست بدانیم که سرگذشت و سرنوشت انسان‌های نئاندرتال به یک موضوع پیچیده و پر رمز و راز برای انسان‌شناسان تبدیل شده است. به راستی انسا‌ن‌های نئاندرتال چگونه شکل گرفتند؟ چگونه توانستند نزدیک به ۴۰۰ هزار سال در سرتاسر قاره اروپا و بخش‌های وسیعی از آسیای میانه و غرب آسیا زندگی کنند؟ و بالاخره چرا به یکباره در حدود ۴۰ هزار سال پیش منقرض شدند؟

حال برگردیم به تحقیق ژاپنی ها. آن‌ها با مدل سازی کامپیوتری که بر اساس کاستِ جمجمه تهیه شده است، مشخص کرده‌اند که اندازه مغز هوموساپینس‌ها بزرگ‌تر از اندازه مغز نئاندرتال‌ها نیست و تقریبا هم اندازه هستند اما ساختار مغز آن‌ها تفاوت زیادی را نشان می‌دهد. مثلا انسان هوموساپنس مخچه بزرگ‌تری دارد. آن‌ها یک جامعه آماری از ۱۰۹۵ شرکت کننده انسان امروزی را با دستگاه «ام ار ای» اندازه گرفته‌اند و دیده‌اند که یک رابطه مستقیم بین اندازه مخچه و توانمندی‌های «زبانی»، «ادراکی» و «حافظه کاری» وجود دارد. یافته‌های محققان همچنین نشان می‌دهد که ساختار مغز هوموساپینس‌ها برتری قابل توجه‌ای در رابطه با قابلیت‌های شناخت‌گرایی و یا عملکرد شناختی (یک اصطلاح است که اشاره به به توانایی‌های فرد برای پردازش افکار دارد که باید در یک فرد سالم باشد که به صورت توانایی‌های یک فرد برای انجام فعالیت‌های مختلف ذهنی که بیشتر مرتبط با یادگیری و حل مسئله است) و روابط اجتماعی به نسبت نئادرتال‌ها داشته‌اند. ممکن است این توانمندی‌ها موجب سازگاری سریع‌تر انسان مدرن در محیط‌های دائما متغیر بوده باشد و شانس زنده ماندن آن‌ها را در مقایسه با نئاندرتال‌ها بالا تر برده باشد.
این تحقیق در نشریه «نیچر ساینتیفیک» منتشر شده است.

دکتر سامان حیدری گوران؛ موزه نئاندرتال آلمان

جامعه باستان‌شناسی ایران Society for Iranian Archaeology ©

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *