مخالفت جامعۀ باستا‌ن‌شناسی ایران با انتقال اموال فرهنگی و جابجایی مرکز هنرهای سنتی

در خبرها آمده است که وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در همفکری با شماری از مدیران این وزارتخانه، تصمیماتی در خصوص انتقال اموال فرهنگی به بیرون از ساختمان ارگ آزادی و جابجایی مرکز هنرهای سنتی اتخاذ کرده است؛ تصمیماتی که با توجه به جایگاه و اهمیت این مرکز، نگرانی‌های جدی در میان کارشناسان و متخصصان حوزۀ میراث فرهنگی ایجاد کرده است.

مرکز هنرهای سنتی، وابسته به پژوهشگاه میراث ‌فرهنگی و گردشگری، یکی از مهم‌ترین نهادهای کشور در زمینۀ تولید، آموزش، پژوهش و انتقال دانش هنرهای سنتی است. انتقال اموال و جابجایی این مرکز با استناد به ضرورت حفاظت بهتر و ارتقاء شرایط نگهداری و مستندنگاری مطرح شده است. مدارک و گزارش‌های منتشرشده در خبرگزاری‌های داخلی نشان می‌دهد که متأسفانه قائم مقام وزیر و معاونت میراث فرهنگی، مدیرکل حوزۀ وزارتی و مدیرکل موزه‌ها در روند این تصمیم زیان­بار و پرمخاطره نقش مستقیم داشته‌اند.

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در حال حاضر با مجموعه‌ای از مسائل و چالش‌های اساسی مواجه است: انتصاب مدیران فاقد تخصص مرتبط در برخی حوزه‌ها، کمبود منابع مالی، تخریب بناها و بافت‌های تاریخی، تعرض و غارت محوطه‌های باستانی، مرمت‌های غیراصولی و زیانبار، شرایط نامناسب برخی موزه‌ها و پایگاه‌های ملی و جهانی، ورشکستگی و تعطیلی شماری از مراکز گردشگری، رهاشدگی و عدم حمایت از هنرهای سنتی و صنایع دستی، قطع روابط و همکاری‌های پژوهشی بین المللی و ده‌ها چالش دیگر. انتظار می‌رود ظرفیت مدیریتی وزارتخانه بیش از هر چیز بر حل این مسائل بنیادی و انجام ماموریت‌های اصلی و قانونی آن متمرکز شود و از اقداماتی که ممکن است خود به ایجاد مشکلات تازه منجر شوند، پرهیز شود.

تصمیم به انتقال اموال فرهنگی و جابجایی پژوهشکدۀ هنرهای سنتی در دولت چهاردهم، ناگزیر تجربه انتقال بخش‌هایی از این وزارتخانه به شیراز و اصفهان در دولت دهم را به یاد می‌آورد؛ تجربه‌ای که پیامدهای آن برای  بخش‌هایی از میراث فرهنگی و صنایع دستی کشور همچنان محل بحث و نقد کارشناسی است. تصمیم کنونی نیز با مخالفت و اعتراض شماری از کارشناسان و تشکل‌های تخصصی مواجه شده است. متأسفانه، بی‌توجهی به ­خواست کارشناسان، رویه‌ای است که در دو سال گذشته در این وزارتخانه تشدید شده است.

ضرورت اصلاح ساختارها و بهبود شرایط موجود بر ما پوشیده نیست و جامعۀ ­باستان‌شناسی ایران نیز بر آن تأکید دارد؛ با این حال، شرط نخست هرگونه اصلاح، بهره‌گیری از مدیران و کارشناسان متخصص، برخورداری از برنامۀ روشن، شناخت دقیق چالش‌ها و ارائۀ راه‌حل‌های کارشناسی و قابل ارزیابی است. بدون طی چنین فرآیندی، تصمیم‌های از این دست ممکن است نه تنها به حل مسائل موجود منجر نشوند بلکه مشکلات جدیدی نیز پدید آورند.

مجموعۀ سعدآباد و شرایط حفاظتی مخازن و فضاهای آن برای متخصصان و کارشناسان این حوزه، امری ناشناخته نیست که بتوان در پوشش ارتقاء و بهبود شرایط حفاظتی اموال فرهنگی، چنین طرحی را توجیه کرد. از سوی دیگر، کمبود فضا در مخازن و گنجینه‌های موزۀ ملّی ایران نیز مسئله‌ای شناخته شده است که سال‌ها مورد توجه کارشناسان و مدیران موزه بوده است. در چنین شرایطی، انتقال اموال از یک فضای دارای مشکل به فضایی که خود با  محدودیت‌های جدی روبه‌روست، بیش از آنکه راه‌حلی پایدار باشد، می‌تواند به مشکلات بیشتری منجر شود. از این روی، استناد به ارتقای شرایط حفاظتی، نیازمند ارائۀ مستندات فنی، ارزیابی‌های کارشناسی و توضیح شفاف دربارۀ مزایای محل جدید است.

همچنین نباید تجربۀ انتقال پژوهشگاه میراث فرهنگی، مرکز اسناد و کتابخانه به شیراز و معاونت صنایع دستی به اصفهان در دولت دهم را از یاد برد؛ اقدامی که در آن زمان با استناد به سیاست تمرکززدایی از تهران و کاهش مخاطرات طبیعی صورت گرفت اما پیامدهای اجرایی و نهادی آن همچنان در حافظۀ جامعۀ تخصصی کشور باقی ­مانده است. تکرار چنین تصمیماتی، بدون ارزیابی دقیق تجربه‌های گذشته و انتشار مطالعات کارشناسی، می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای ساختارهای علمی و تخصصی میراث فرهنگی کشور در پی داشته باشد.

جامعۀ باستان‌شناسی ایران، با تأکید بر ضرورت اصلاح وزارتخانه و تغییر رویۀ آن در راستای انجام تکالیف و مأموریت‌های قانونی، مخالفت خود را با اقدامات نسنجیده و پرمخاطره‌ای چون انتقال اموال فرهنگی و جابجایی مرکز هنرهای سنتی اعلام می‌دارد و خواهان توجه ویژۀ دولت و رسیدگی نهادهای نظارتی به روند تصمیم‌گیری و مدیریت در این وزارتخانه است. در شرایطی که معاونت تخصصی صنایع دستی ماه‌هاست بدون معاون تخصصی اداره می‌شود و ترکیب برخی شوراهای راهبردی وزارتخانه با پرسش‌های جدی دربارۀ میزان حضور و نقش متخصصان حوزه‌های باستان‌شناسی، معماری، موزه‌داری، مرمت، هنرهای سنتی و دیگر رشته‌های مرتبط مواجه است، انتظار می‌رود دولت نسبت به تقویت جایگاه تخصص و کارشناسی در این وزارتخانه توجه ویژه نشان دهد.

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی پیش از هر چیزی نهادی تخصصی برای شناخت، حفاظت، پژوهش، معرفی و توسعه پایدار میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران است. انتصاب مدیران در این مجموعه نیز باید متناسب با همین ماهیت و بر پایۀ تخصص، تجربه و شناخت از ماموریت‌های آن صورت گیرد. فرصت‌های موجود برای حفاظت و اعتلای میراث فرهنگی، هنرهای سنتی، گردشگری و صنایع دستی کشور محدود و ارزشمند است. ضروری است این فرصت‌ها با تصمیم‌های کارشناسی، برنامه‌ریزی بلندمدت و بهره‌گیری از ظرفیت متخصصان کشور حفظ و تقویت شوند.

 جامعۀ باستان‌شناسی ایران از مسئولان دولت و وزارت میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی می‌خواهد روند انتقال اموال فرهنگی و جابه‌جایی مرکز هنرهای سنتی را متوقف کرده و پیش از هرگونه اقدام، موضوع را با حضور کارشناسان مستقل، متخصصان مرتبط و نهادهای علمی و حرفه‌ای مورد ارزیابی قرار دهند. همچنین انتظار می‌رود دلایل، مستندات فنی و مطالعات کارشناسی مرتبط با چنین تصمیماتی به‌صورت شفاف در اختیار جامعۀ تخصصی و افکار عمومی قرار گیرد.

با احترام

جامعۀ باستان‌شناسی ایران

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *