جمعه ۱۹ خرداد ماه ۱۳۹۱

هر دم از این باغ بری می­رسد….

حامد وحدتی نسب، عضو هیات مدیره جامعه باستان شناسی ایران

دیر زمانی است که اهالی باستان­شناسی عادت کرده­اند که هر هفتۀ خود را با خبری تلخ آغاز کنند. گاه هفته، با خبری از تخریب آثار باستانی شروع شده و گاه با انحلال نهادها و مثله کردنشان، گاه با به حراج گذاردن آثار باستانی، در فلان جزیره و زمانی هم که خبری از بیرون نباشد با تاختن به یکدیگر و زیر پانهادن حرمت­ها مواجه هستیم. این بار خبر به نوعی دردناک­تر و ریشه­ای­تر است: دانشگاه بوعلی همدان در راستای طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه­ها، از سال آموزشی آینده، دیگر پذیرای دانشجویان دختر در رشتۀ باستان­شناسی نخواهد بود!

متاسفانه شنیده‌­ها حاکی از صحت این خبر است و تاکنون رایزنی­های مسئولین گروۀ باستان­شناسی دانشگاۀ بوعلی راه به جایی نبرده است. احتمالا این طرح نیز همچون بسیاری از طرحهای دیگری که یک شبه به ذهن مسوولی در فلان وزارت خانه خطور نموده، فاقد هرگونه کار کارشناسی بوده است؛ چرا که یکی از دلایل آن­ را عدم توانایی کلنگ­زنی توسط دختران عنوان نموده­اند! (مذاکره حضوری نگارنده با مقامات دانشگاه بوعلی).

اینکه چرا هر طرح نویی در دولت، نخستین آزمایش شوندگانش اصحاب میراث فرهنگی و به خصوص باستان­شناسان هستند، خود مجالی جداگانه را برای بحث می­طلبد، اما نتیجه این برنامه به اصطلاح تفکیک جنسیتی به مثابه محروم کردن نیمی از جامعۀ انسانی ایران، از ادامه تحصیل در رشته مورد دلخواهشان است. این پدیده در مغایرت آشکار با نص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که تصریح دارد افراد آزادند تا در هر شغل دلخواه، به کار مشغول گردند، مادامی که این مشاغل مضر به حال منافع ملی کشور نباشد. این در حالی است که در هیچکدام از بندها و تبصره­های قانون اساسی سخنی از جنسیت افراد برای سنجش تواناییشان به میان نرفته است.

اگر دغدغه مسوولین ذیربط اشباع شدن بازار کار باستان­شناسان بوده، شایسته­تر این بود که میزان ظرفیت پذیرش را به طور مساوی میان دختران و پسران کاهش می­دادند و یا از تاسیس ده­ها مرکز آموزشی باستان­شناسی که در گوشه و کنار این مملکت بدون داشتن کمترین امکانات علمی و عملی ابتدایی سبز می­شوند، جلوگیری می­نمودند. نگاه غیرکارشناسی مسوول محترمی که نگران کلنگ­زنی دختران است به وضوح نشان از این دارد که چه فاصله عظیمی میان حرفۀ باستان­شناسی و جامعه پیرامونش به وجود آمده که ایشان نمی­دانند، امروزه به سبب محدویت بودجه و فشار­های جانبی از جمله انتقال بخش­های اجرایی از تهران به طور عمومی باستان­شناسان اعم از زن و مرد، کمتر مجالی برای پژوهش و کلنگ زدن می­یابند. صرفنظر از مغایرت این طرح با قانون اساسی که ذکر آن در بالا رفت، برخی فعالیت­های باستان­شناسی میدانی، تنها در سایه مشارکت خانم­ها می­توانند جامع عمل به خود بپوشانند. تجارب میدانی نگارنده، حاکی از این است که دختران در کارهایی همچون به روز رسانی بانک داده­ها، جداسازی داده های ریز در شناورسازی، شناور سازی، گیاه باستان­شناسی، جانور باستان­شناسی و … از ریزبینی، دقت و تبحری به مراتب بالاتر از آقایان برخوردارند (شاهد این مدعی همین بس که تعداد انگشت شمار گیاه باستان­شناس و جانور باستان­شناس ایرانی همگی از بانوان هستند). در کنار این مسئله نبایستی این نکته را نیز از نظر دور داشت که حضور خانم­های باستان­شناس در مراکز آموزشی دانشگاهی نقش موثری در تربیت و آموزش نسل جوان باستان­شناسان امروز ایران داشته است. اگر نبود برخی ملاحظات تاریخی مردسالارانه در جامعه ایران، بی­شک امروز تعداد اساتید خانم در گروه­های باستان­شناسی می­توانست چندین برابر باشد.

پیشنهاد: باستان­شناسان در اکثر رویکرد­های این رشته تفسیر کننده­گان بی­طرف و خاموش هستند. آیا طرح تفکیک جنسیتی موجب نقصان در تفسیرها و برداشت­ها از مواد فرهنگی و چشم انداز­های باستانی نخواهد شد؟ از دیدی تخصصی هم تا به امروز بیشتر تفسیرها­ی ارائه شده دربارۀ بقایای مادّی گذشته، مرد محورانه بوده است. اکنون به جای پرداختن به این مشکل تخصصی، با حذف بانوان باستان­شناس، از دیدی تخصصی به مشکل دامن زده می­شود. ناگفته پیداست که از منظری انسان­شناختی، فراتر از جنسیت و تفکیک­های مربوط به آن می­توان به پژوهش­ پرداخت. اما آنگاه که تخصص باستان­شناسان به عرصه می­آید، جنسیت و تفاوت جنسی مرد و زن در برداشت­ها و تفسیر­هایشان واقعیتی انکار ناپذیر است. متناسب با تاریخچه پژوهش­های باستان­شناسی، از قضا میدان دادن به بانوان توجیه تخصصی بیشتری دارد تا تفکیک جنسیتی!

متاسفانه روند وقایع در چند ساله اخیر نشان از این دارد که این موضوع آخرین برگ از مصایب جامعه باستان شناسی نبوده و نخواهد بود. پرسش این است که وقت آن نرسیده که تا کمی یکدیگر را دریابیم؟ زمان برای واکاوی مشکلات کهن مابین باستان شناسان همیشه خواهد بود، ولی آیا این روزها که در بی بنیاد ترین و جدا افتاده ترین زمانهای باستان شناسی ایران به سر می بریم، زمانی مناسب برای حل معضلات شخصی ما است؟

ایرانیان همواره نشان داده اند که تبحری مثال زدنی در برون رفت از سخت ترین شرایط را دارا هستند، بی شک بار دیگر ایران و ایرانی از این بحران نیز سربلند بیرون خواهد آمد و تاریخ گواه این مدعی است.

***نگارنده از آقای دکتر عمران گاراژیان بخاطر ارائه پیشنهاداتی در این یادداشت تشکر می نماید.

 

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *