تهاجم ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ نقطۀ فاجعه‌بار برای میراث فرهنگی این کشور بود. پس از مداخلۀ نظامی و سقوط رژیم صدام حسین، خلأ قدرت و نبود برنامه‌ریزی، به غارتِ گسترده و ویرانی نهادهای فرهنگیِ بی‌همتا منجر شد. با وجود هشدارهای باستان‌شناسان و کارشناسان میراث، پیش از جنگ و همچنین ارائۀ نقشۀ دقیق محوطه‌های باستانی مهم به ارتش آمریکا، هیچ‌گونه حفاظت مؤثری انجام نشد. این ناکامی بازتاب بی‌توجهی گسترده‌تر دولت بوش به مسئولیت‌های قانونیِ یک نیروی اشغالگر بود؛ از جمله وظیفۀ حفاظت از دارایی‌های فرهنگی طبق قوانین بین‌المللی.

پیامدها ویرانگر بود. در دهم آوریل ۲۰۰۳، تنها دو روز پس از ورود نیروهای آمریکایی به بغداد، غارتگران وارد موزۀ ملی عراق شدند. در طول ۴۸ ساعت، حدود ۱۵ هزار شیء به سرقت رفت و تاکنون تنها نزدیک به ۷ هزار قطعۀ آن بازگردانده شده است. چند روز بعد، کتابخانه و آرشیو ملی به آتش کشیده شد و بخش عظیمی از میراث مکتوب عراق، از جمله اسناد مربوط به دورۀ عثمانی، دورۀ استعمار بریتانیا و حکومت بعث، برای همیشه نابود شد. بسیاری از این اسناد هیچ نسخۀ دیگری نداشت. هرچند کارکنان موزه تلاش کرده بودند پیش از جنگ برخی آثار را پنهان یا ایمن کنند اما حجم غارت چنان زیاد بود که از توان آن‌ها خارج شد. مسئولیت بخشی از این رویدادها به تصمیم ارتش آمریکا برای عدم برقراری حکومت نظامی یا مقررات منع رفت‌وآمد در روزهای نخست پس از سقوط رژیم بعثی بازمی‌گردد. با وجود درخواست‌های مکرر کارکنان موزه، نیروهای آمریکاییِ نزدیک محل دخالت نکردند. حتی برخی شاهدان عینی گفته‌اند سربازان آمریکایی مردم را به غارت تشویق کرده و آنان را «علی‌بابا» خطاب می‌کردند و می‌گفتند هرچه می‌خواهند بردارند. درست یا نادرست بودن این ادعاها، به‌ویژه با توجه به باور گستردۀ آن در جهان عرب، به بحرانی بزرگ برای وجهۀ عمومی آمریکا تبدیل شد.

در واکنش به این غارت، یونسکو و دیگر سازمان‌های بین‌المللی، اقدام‌های فوری انجام دادند. یونسکو گروه‌های بازرسی برای ارزیابی خسارت‌ها اعزام کرد و شورای بین‌المللی موزه‌ها، فهرست «قرمز» آثار آسیب‌پذیر عراق را منتشر نمود تا جلوی قاچاق و خروج غیرقانونی آن‌ها از کشور گرفته شود. وزارت خارجۀ آمریکا نیز با تأمین مالی پایگاه‌های داده و ابزارهای شناسایی اشیای غارت‌شده، از این تلاش‌ها پشتیبانی کرد. همچنین پروژه‌هایی چون همکاری «مؤسسۀ حفاظت گتی» با «صندوق آثار جهانی» برای کمک به وزارت فرهنگ عراق در ثبت خسارت‌ها، تعیین اولویت‌ها و آغاز کارهای مرمتی راه‌اندازی شد.

یکی از محورهای اساسی این تلاش‌ها، استفاده از فناوری دیجیتال برای حفاظت از میراث فرهنگی بود. با توجه به آسیب‌پذیری مجموعه‌های فیزیکی، عراق بیش از پیش به دیجیتالی‌سازی به‌عنوان راهبردی برای حفاظت و دسترسی روی آورد. به‌ویژه در سال ۲۰۰۹، موزۀ ملی عراق با همکاری گوگل بیش از ۱۴ هزار اثر را به‌صورت دیجیتال ثبت کرد و بستری آنلاین برای آموزش و بازدید مجازی از تالارهای موزه و گنجینه‌های مهم باستان‌شناسی فراهم آورد. این سامانه‌ها نه‌تنها خطر نابودی فیزیکی آثار را کاهش می‌دهند بلکه به‌عنوان ابزارهای آموزشی و منابعی برای بازگرداندن آثار نیز عمل می‌کنند.

در سال‌های اخیر، «هیئت کل آثار باستانی عراق» دامنۀ این برنامه‌ها را به مجموعۀ گستردۀ نسخه‌های خطی کشور، به‌ویژه ”خانۀ نسخه‌های خطی بغداد“ گسترش داده است. در آنجا بیش از ۴۷ هزار متن نادر در حال اسکن و فهرست‌نویسی است. تصویربرداری با وضوح بالا، برچسب‌گذاری دیجیتال با کمک هوش مصنوعی و ایجاد پایگاه‌های دادۀ متمرکز، با حمایت یونسکو و دیگر نهادها، اکنون بخشی از یک شبکۀ رو ‌به ‌رشد برای حفاظت دیجیتال است که عراق به‌طور فعال آن را توسعه می‌دهد. این پروژه‌ها برای بازسازی تاریخی و جلوگیری از خسارت‌های آینده بسیار حیاتی‌اند.

با وجود همۀ این اقدامات، خسارات بلندمدت به میراث فرهنگی عراق همچنان عظیم است. محوطه‌های باستانی در سراسر کشور غارت شدند و گودال‌های حفاری غیرقانونی به‌عنوان زخم‌هایی آشکار باقی مانده‌اند. بسیاری از آرامگاه‌ها، مساجد و بناهای یادبود متعلق به دورۀ عباسی و عثمانی یا در جریان عملیات نظامی آسیب دیدند یا در خشونت‌های فرقه‌ای هدف قرار گرفتند.

فعالیت‌های نظامی ارتش آمریکا، مانند کارگذاشتن تک تیرانداز روی مناره‌های تاریخی یا صورت گرفتن عملیات های نظامی در نزدیکی محوطه‌های مذهبی، این ویرانی‌ها را شدیدتر کرد. غارت آثار تاریخی، تنها یک فاجعۀ فرهنگی نبود بلکه به ناپایداری عراق نیز دامن زد. دست‌ساخته‌های ربوده شده، در بازار سیاه بین‌المللی قاچاق شدند یا در بیشتر موارد سر از کلان‌شهرهایی چون لندن و نیویورک درآوردند. سود غیرقانونی بدست آمده از غارت و قاچاق آثار تاریخی، گاهی برای خرید سلاح استفاده می‌شد و بدین ترتیب، غارت آثار تاریخی به طور مستقیم با خشونتی که در جریان بود ارتباط پیدا می‌کرد.

تلاش‌ها برای بازیابی و بازسازی، با چالش‌های بسیاری روبرو شد. ارزیابی ایان ام. جانسون از کتابخانه‌ها و بایگانی‌های عراق نشان داد که گزارش‌ها از ویرانی‌های صورت گرفته چگونه ناهموار و یکی در میان پوشش داده شده و گاهی برداشت‌هایی اشتباه از آن‌ها صورت گرفته است. برخی مؤسسه‌ها به طور کل خسارت دیدند، برخی دیگر نیز تا حد زیادی غیرفعال ماندند. برنامۀ بین‌المللیِ بازسازی، نه تنها بر بازسازی بناها و مجموعه‌ها، بلکه بر آموزش و توانمندسازی افراد حرفه‌ای، مسئولان بایگانی، کتابدارها و مرمتگران برای بازسازی یک سیستم پایدار در راستای مدیریت میراث، پرداختند.

در نتیجه، تخریب فرهنگی در عراق به دنبال درگیری‌های سال ۲۰۰۳، تنها شکستی در برنامه‌های نظامی نبود، بلکه شکست عمیق اخلاقی و حقوقی قدرت‌های اشغالگر بود. تلاش‌ها در جهت بازسازی از آن رو قابل توجه است که هنوز جریان دارد و باید با پشتیبانی‌های بین‌المللی، اصلاح سیاست ملی و مشارکت جامعه به ثبات و پایداری برسد. میراث فرهنگی عراق تنها یک ارزش ملی یا محلی نبوده و بخشی ضروری از تاریخ جهان و نگهداری فیزیکی و دیجیتالی آن، یک مسئولیت جهانی است.

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *